دوش رفتم تا بپرسم حالی از اهل قبور رفتم وکردم کتاب عمر آنان را مرور
این یکی ناخورده شیرو آن یکی نا گشته پیر همدم این بود مارو مونس اون بود مور
برسر قبری نشستم تا که آسایم دمی ناگهان آمد بگوشم این ندا از نای گور
غم مخور روزی توهم همصحبت ما میشوی تاچه آری همره خود تحفه یوم نشور
(شهریار)
برچسب: عبرت الشط,عبرت,عبرتهای عاشورا,عبرت الشط كلمات,عبرت الشط على مودك,عبرت الشط كاظم الساهر,عبرت الشط على مودك mp3,عبرت اخبار,عبرتناک واقعات,عبرت الشط على مودك ايراني,
نویسنده: بردیا محمدپور